الفيض الكاشاني

454

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

خشنود نمىشود مگر آنگاه كه نعمت از بين برود . از اين رو گفته شد . كل العداوه قد يرجى مودّتها * الا عداوة من عاداك من حسد « 157 » يكى از حكيمان گويد : حسد زخمى درمان ناپذير است و حسود را همان كه به او مىرسد كفايت است . عربى بيابانى گفت : هيچ ظالمى را نديدم كه بسيار به مظلوم شبيه باشد ، جز شخص حسود ، چرا كه ، او نعمت تو را نقمت و عذاب خود مىداند . بعضى از بزرگان گفته‌اند : شخص حسود از مجالس جز نكوهش و خوارى نصيبى ندارد ، و از فرشتگان جز لعنت و كينه ؛ و از مردم جز بىتابى و اندوه بهره‌اى ندارد و در هنگام جان دادن دچار سختى و ترس و در موقف حساب ( در قيامت ) گرفتار رسوايى عقوبت مىشود . » بيان حقيقت حسد و حكم و اقسام و درجات آن ( 1 ) بدان كه حسد فقط بر نعمت است و هر گاه خدا نعمتى به برادرت ارزانى كند تو نسبت به آن دو حالت دارى : يكى آن كه از آن نعمت متنفّر باشى و زوال آن را بخواهى ؛ اين حالت حسد نام دارد . بنا بر اين تعريف حسد كراهت داشتن از نعمت ( ديگران ) و دوست داشتن زوال آن از صاحب نعمت است . حالت دوم اين كه به نابودى نعمت علاقه نداشته باشى و از نعمت و دوام آن ناراحت نشوى ولى نظير آن را براى خود بخواهى . اين حالت غبطه نام دارد و گاه به آن منافست گويند . گاه منافست حسد ناميده مىشود و به عكس يعنى گاه بر حسد منافست اطلاق مىشود و يكى از دو لفظ به جاى ديگرى به كار مىرود ، امّا پس از فهميدن معنى منعى در نامگذاريها نيست . پيامبر ( ص ) فرمود : « مؤمن غبطه مىبرد و منافق حسد مىورزد » . « 158 » امّا حالت اوّل در هر حال حرام است مگر

--> ( 157 ) به همهء دشمنان اميد دوست شدن مىرود جز دشمنى كسى كه از روى حسد با تو دشمنى ورزد . ( 158 ) اين حديث را كلينى در كافى ، ج 2 ، ص 307 به شمارهء 7 روايت كرده و پيش از اين گذشت .